برخی از داستان ها در عین سادگی و کوتاهی نکات زیادی برای آموزش دارند . این هم یه داستان کوتاه مدیریتی و موفقیتی برای شما عزیزان. داستان کمانگیر پیر و آموزش دو جنگجوی جوان

داستان کمانگیر پیر و آموزش دو جنگجوی جوان

کمانگیر پیر و عاقلی در دشتی در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود در آن سوی دشت نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم می خورد.

جنگجوی اولی تیری را در کمانش می گذارد و نشانه می رود. کماندار پیر از او می خواهد آنچه را میبیند شرح دهد .

می گوید: آسمان را میبینم ابرها را، درختان را، شاخه های درختان و هدف را.

کمانگیر پیر می گوید: کمانت را بگذار زمین تو آماده نیستی.

جنگجوی دومی آماده می شود.

کمانگیر پیر می گوید: آنچه را می بینی شرح بده.

جنگجو می گوید: فقط هدف را می بینم.

پیرمرد فرمان می دهد: پس تیرت را بینداز که تیر بر نشان می نشیند.

تیر جنگجوی دوم بر هدف می نشیند و کمانگیرپیر می گوید: عالی بود. موقعی که تنها هدف را می بینید و تنها تمرکزتان به روی هدفتان باشد، نشانه گیریتان درست خواهد بود و تیرتان بر طبق میل تان به پرواز در خواهد آمد.

داستان کمانگیر پیر و آموزش دو جنگجوی جوان

نتیجه گیری راهبردی:

تمرکز افکار بر روی هدف به سادگی حاصل نمی شود، اما مهارتی است که کسب آن امکان پذیر است و ارزش آن در زندگی همچون تیراندازی بسیار زیاد است. همچنان که یک کماندار تیرهای خود را می تراشد و صاف می کند، هر انسانی نیز می تواند افکار آشفته خود را جهت دهد.

عضو کانال تلگرام ما شوید : @rayanety

به وب سایت های دیگر ما هم سر بزنید :

نجو - خدمات گسترده کامپیوتری و اینترنتی و تهیه سفارشات مختلف شما

استاو - سیستم تکمیل آموزش آنلاین برای آموزش سریعتر و بهتر

ارسال دیدگاه