خیرات عسل و اینکه هر کس به اندازه وسع خودش خیرات می کنه. یکی به اندازه کاسه و یک هم به اندازه بشکه . این بستگی به بزرگی دل طرف داره.

عسل

خیرات عسل ، روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود . پیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود و به بازرگان گفت : از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی ولی تاجر نپذیرفت و پیرزن  رفت  ..
سپس تاجر به معاونش سپرد که آدرس آن پیر زن را پیدا کند و برایش یک بشکه عسل ببرد  …
معاون مرد تاجر تعجب کرد وگفت : ازتو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی و الان یک بشکه کامل به او میدهی .
تاجر جواب داد : ای جوان ، او به اندازه خودش در خواست میکند و من در حد و اندازه خودم به او میدهم  ..
اگر کسی که صدقه میداد به خوبی میدانست ومجسم میکرد که صدقه ی او پیش از دست نیازمند در دست خدا قرار می گیرد هراینه لذت دهنده بیش از لذت گیرنده بود این یک معامله با خداست

Save

Save

Save

درباره fazely.rayanet

مدیر فروشگاه و وب سایت رایانت هستم و متولد 1363 اهل گنبد .

ارسال دیدگاه