تحلیل بازی Darksiders

تحلیل بازی Darksiders

تحلیل بازی Darksiders

مقدمه

متاسفانه در سال های اخیر بازی های رایانه ای به ابزاری مناسب برای بیان دیدگاه های سیاسی و مذهبی برخی افراد خاص و افراطی تبدیل شده اند. آلوده کردن فضای سرگرمی با مفاهیم سیاسی و مذهبی، آن هم به منظور تلقین و گسترش ایدئولوژی خاص، کاری ناپسند و غیر اخلاقی به شمار می رود.

در همین راستا در چند سال اخیر بازی های زیادی با مضامین ایدئولوژیک و مذهبی، بر اساس آموزه ها و داستان های موجود درکتب عهد جدید و قدیم ساخته و روانه بازار شده اند که در آن ها با دیدگاهی ویژه، به ارایه برداشتی خاص و تحریف شده ای از عقاید مذهبی گروه های مختلف پرداخته می شود. بازی Darksiders یکی از بازی هایی است که با مضمون آخرالزمانی و بر اساس دیدگاه های اوانجلیکی ساخته و روانه بازار شده است. در این بازی سعی شده تا تعریفی جدید (و تحریف شده ای) از آپوکالیپس (نبرد خیر و شر در آخر زمان) ارایه شود. بازیکن با انجام این بازی به وضوح با برخی از عناصر و مفاهیم کلیدی آپوکالیپس (هفت مهر، شیپور های ویژه و…) و اسامی برخی افراد و موجودات خاص (چهار سوار آپوکالیپس، سامایل و…) آشنا می شود.
البته باید توجه داشت که داستان این بازی تحریف کامل مفهوم آپوکالیپس از دیدگاه مذهبی، و پیرو دیدگاهی است که طی چند سال اخیر هالیوود به رواج آن دامن زده است. طبق مفاهیم مذهبی، آپوکالیپس به نبرد مرگباری میان خیر و شر گفته می شود که در مکانی به نام صحرای مجدون روی می دهد (از همین رو به آن آرماگدون هم گفته می شود) و پس از آن، شر برای همیشه پایان یافته و خیر بر عالم حاکم می شود. توجه به این نکته بسیار مهم و حائز اهمیت است که این جنگ حتما باید در صحرای مجدون واقع شود، در غیر این صورت به هیچ وجه نمی توان نام آپوکالیپس (یا به تعبیری آرماگدون) را بر آن نهاد.تحلیل بازی Darksiders
اما در مفهوم جدید ارائه شده از این واقعه توسط غرب، آپوکالیپس می تواند در هر مقطع از زمان و در هر مکان ممکن صورت گیرد و درضمن، پایانی بر ظلم هم نباشد!! در چنین دیدگاهی مفهوم جدیدی به نام پسا- آپوکالیپس هم شکل می گیرد که به ماجرای زندگانی انسان ها پس از آپوکالیپس و تلاش آن ها برای بازسازی جهان می پردازد! دیدگاهی که هیچ ارتباطی به مفهوم واقعی آپوکالیپس در منابع مذهبی ندارد.
در این بازی هم سعی شده تا دیدگاه دیگری درمورد آپوکالیپس ارایه شود. دیدگاهی که در آن نابودی نسل بشر به دست شیاطین و شروع نبردی سهمگین میان نیروهای خیر و شر آسمانی را پیش بینی می نماید.

* و اینک آرماگدون! (بررسی و تحلیل داستان بازی)

Demo- 1

از ابتدای زمان، ارتش بهشت و جهنم درگیر جنگی ناتمام با یکدیگر بوده اند.
* براساس این دیدگاه شیاطین و فرشتگان برای تصاحب بهشت در جنگی طولانی با یکدیگرند! در چنین دیدگاهی هیچ وظیفه ای برای فرشتگان متصور نشده اند و آن ها صرفا نگهبانان بهشت معرفی می شوند و برای پاسداری از آن با شیاطین می جنگند!
طی این ماجرا و برای برقراری دوباره نظم و تعادل، پای انجمنی به نام “شورای سوخته” (Charred Council) به این جنگ باز می شود؛ نهادی که به وسیله قوانین باستانی به منظور حفظ نظم و تعادل تشکیل شده بود.
* توجه داشته باشید که در این روایت هیچ اثری از خداوند دیده نمی شود!! نظم و تعادل عالم بالا بر هم خورده و هرج و مرج در آنجا موج می زند. تحلیل بازی Darksiders

Consool

طبق قانون این شورا هر قدرت بررسی نشده بزرگی برای اصل عالم هستی تهدید به حساب می آمد.
* این دیدگاه بیانگر این موضوع است که هر از گاهی در عالم بالا قدرت هایی ظهور می کنند که ظهور آن ها خارج از اراده خداوند است و ممکن است برای ماهیت وجودی عالم خطرناک باشند! به همین علت شورایی برای نظارت و کنترل آن ها وجود دارد.
در این زمان بهشت و جهنم توافق کردند و به این قوانین احترام گذاشتند و بازوی اجرایی شورا، گروهی مخوف موسوم به چهار سوار شدند. در میان این غوغا اولین انسان ها خلق شدند.
* می توان اینطور نتیجه گرفت که برای خلق انسان ها برنامه ریزی خاصی صورت نگرفته بوده و خلقت آن ها در اوضاعی آشفته و نابسامان صورت گرفته است. شاید هم عالم، به هیچ وجه منتظر این مولود جدید نبوده و به یکباره از این خلقت غافلگیر شده!!
شورا پیشگویی کرده بود که آن ها موجوداتی ضعیف اما زیرک هستند که روزی باعث تکامل تعادل می شوند.
* می بینید که ساکنان عالم بالا هیچ اطلاعاتی درمورد این مخلوق جدید ندارند و برای برنامه ریزی درمورد سرنوشت آن ها، به پیشگویی و گمانه زنی متوسل می شوند!
بدین ترتیب، سومین قلمرو، قلمروی انسان نام گرفت. پس از این ماجرا به دستور شورا، حقیقتی بین بهشت و جهنم جعل شد و از انسان پنهان گشت و پیمانی بر پایه هفت مهر بنا شد و قرار شد که هر زمان قلمروی انسان ها آمادگی شرکت در آخرین جنگ را پیدا کرد، این هفت مهر شکسته شوند. جنگی که تعادل را به ارمغان می آورد و سرنوشت نهایی سه قلمرو را مشخص می کند.
* توجه به این نکته ضروری است که در این بازی مدام از جنگ به عنوان عاملی برای برقراری تعادل یاد می شود و به آن وجهه توجیح پذیری داده می شود.

Demo- 2

هزاران سال بعد…

نژاد بشر در آستانه نابودی قرار گرفته است و دنیا به عرصه جنگی خونین میان بهشت و جهنم تبدیل شده است. فرشتگان و موجودات جهنمی در قالب گلوله‌های آتشین به زمین و ساختمان‌ها شهرها برخورد می‌کنند و در همه جای دنیا نشانه‌های آغاز نبرد “آپوکالیپس” و “دوران آخرالزمان” دیده می‌شود.
* طبق پیشگویی ها این نبرد باید در صحرای مجدون رخ دهد، اما از آنجا که یکبار دیگر تعادل در عالم بالا از میان رفته، جنگ به صورت پراکنده در سراسر دنیا شکل می گیرد. پس این نبرد را با نبرد اصلی که در پیشگویی های کتب مقدس آمده اشتباه نکنید.
در این میان “وار” (War)، یکی از “چهار سوار آپوکالیپس” برای ابلاغ فرمان نبرد نهایی و یا همان آپوکالیپس وارد میدان جنگ می‌شود.
وار در مسیر خود به “آبادون” (Abaddon)، فرمانده فرشتگان بهشتی برخورد می‌کند و متوجه می‌شود که سه سوار دیگر آپوکالیپس به دنیا فراخوانده نشده‌اند و “هفتمین مهر” هم هنوز باز نشده است و تمام وقایع پیش آمده دسیسه موجودی به نام “ویرانگر” (Destroyer)- (این نام دقیقا مقابل نام خدا (Creator) آورده شده است)، حاکم جهنم، بوده و وار در نقشه او گرفتار شده است.

In-Game-10

در همین حین “استراگا” (Straga) یکی از برگزیدگان ارتش ویرانگر، آبادون را در مقابل چشمان وار و “یوریل” (Uriel)- فرمانده دوم فرشتگان و جانشین آبادون- به قتل می‌رساند.
* سازندگان بازی، همانند اکثر کارگردانان فیلم های هالیوودی، برای فرشتگان الهی جنسیت قائل شده اند. بدین شکل که یوریل را فرشته ای مونث و آبادون را فرشته ای مذکر معرفی می کنند. این موضوع خلاف باور اسلام درمورد فرشتگان الهی است.
وار با استراگا درگیر می‌شود، اما او نیز به دست استراگا کشته شده و به “شورای سوخته” فرستاده می‌شود.
شورا پس از تشکیل جلسه ای اضطراری، وار را مسئول برهم خوردن تعادل میان بهشت و جهنم و البته نابودی نژاد انسان و رخ دادن آپوکالیپس پیش از موعد تشخیص می دهد و او را به مرگ و نابودی محکوم می کند. اما وار از شورا درخواست می‌کند تا فرصتی در اختیار او قرار دهند تا مسبب اصلی مصیبت رخ داده را پیدا کرده و به شورا معرفی کند.
* نکته مهمی که در این بخش از داستان به آن اشاره می شود، نابودی کل بشر و ایجاد آپوکالیپس، پیش از موعد مقرر است. درست است که جنگ میان فرشتگان و شیاطین درگرفته، اما ظاهرا طبق یک پیمان سری، این دو گروه با یکدیگر توافق داشتند که نسل بشر را به کل نابود سازند! شاید آن ها از نقش بشر در آپوکالیپس اصلی واهمه داشته اند!

The watcher

شورا با ذکر شرایطی خاص، با درخواست وار موافقت می کند. آن ها موجودی به نام “مراقب” (Watcher) را با وار همراه می کنند تا تمامی رفتارهای او را تحت نظر و کنترل داشته باشد. دلیل این رفتار شورا، عدم اعتماد آن ها به عملکرد وار و جلوگیری از خشم او برای انتقامجویی مطرح می شود. زیرا به نظر شورا این انتقامجویی می تواند دوباره تعادل جهان را برهم زند.
* نکته اینجاست که با وجود نابودی نسل بشر، همچنان جهان در حالت تعادل قرار دارد.
با قبول شرط شورا، وار که تقریبا تمامی قدرت‌های خود را از دست داده بود دوباره به دنیا بازمی‌گردد و متوجه می‌شود که بازگشت او ۱۰۰ سال به درازا کشیده و در این مدت نژاد انسان کاملا نابود شده است و نیروهای ویرانگر جهنمی کنترل دنیا را در دست گرفته‌اند.
وار با شیاطین و فرشتگانی که در زمین درحال نبرد با یکدیگرهستند وارد جنگ می شود و تعداد زیادی از آن ها را نابود می کند. سرانجام پس از کنکاش و جستجوی فراوان، وار با “سامایل” (Samael )، شیطان قدرتمندی که به دست ویرانگر در زمین اسیر شده بود مواجه می شود. سامایل از رازی مربوط به ویرانگر در “برج ملکوت” خبر می دهد و برای صحبت درمورد این راز شروطی قایل می شود. او از وار می خواهد که با نابودی چهار نگهبان اصلی و مورد اطمینان ویرانگر در زمین، قدرت های از دست رفته او را دوباره احیا کند تا او هم در عوض مسیر برج ملکوت را برای وار آشکار سازد. اما مراقب، وار را از انجام این کار منع می کند و به او هشدار می دهد که درصورت قدرتمند شدن سامایل دنیا با چالشی اساسی روبرو خواهد شد.
اما وار بی توجه به هشدارهای مراقب، تصمیم می گیرد چهار نگهبان را از بین ببرد. برای راحتی کار، سامایل به کمک وار می آید و برای مدت محدودی او را از اسارت مراقب می رهاند.

تحلیل بازی Darksiders

تحلیل بازی Darksiders

وار به سراغ چهار نگهبان اصلی و مورد اعتماد ویرانگر می رود و پس از کشتن آن ها، قدرت های سامایل را احیا کرده و او را از بند نجات می دهد.
سامایل (برخلاف رسم رفتار معمولی که از او انتظار می رود)، مسیر برج ملکوت را به وار نشان می دهد و وار به سمت برج رهسپار می شود. درون برج ملکوت، وار متوجه می شود که “عزرائیل” (Azrael )، (یکی از فرشتگان مقرب) در بند شده و به همین دلیل نسل بشر در زمین از بین رفته و تعادل دنیای انسان ها به هم خورده است. * از آنجایی که مرگ انسان ها زیر نظر عزرائیل صورت می گیرد و از قواعد خاصی پیروی می کند، اسارت عزرائیل موجب هرج و مرج در کشتار بشر و درنهایت نابودی نسل انسان شده است. به ناتوانی فرشتگان در مقابل شیاطین توجه کنید. راستی، خداوند در این زمان مشغول چه کاری است؟ چرا هیچ نامی از او در این بازی مشاهده نمی شود؟
وار، عزرائیل را از بند رها می سازد و او اقرار می کند که قصد داشته با کمک آبادون آپوکالیپس را زودتر از موعد مقرر به راه اندازند (در اینجا یکبار دیگر به عصمت فرشتگان حمله شده و آن ها را به دور از عصمت، گرفتار در حب و بغض معرفی می کنند.) زیرا آن ها می ترسیدند که در اثر تاخیر در این کار، لشکر جهنم قدرت بیشتری پیدا کرده و لشکر بهشت از آن ها شکست بخورند. اما نقشه آن ها با مرگ آبادون با شکست مواجه شد.
* ترس از این که لشکر خیر (آمریکا و هوادارانش) سرانجام از لشکر شر (کشورهای اسلامی و ایران) در آخرالزمان شکست بخورد، همواره یکی از دغدغه اصلی در بین پروتستان ها بوده است، زیرا بر اساس پیشگویی های موجود در کتب مقدس آن ها چنین اتفاقی رخ خواهد داد. به همین دلیل آن ها معتقدند که باید هر چه زودتر ( زودتر از موعد مقرر- پایان جهان) جنگی بین لشکر خیر و شر رخ دهد (و بانی این جنگ، لشکر خیر باشد) تا از رشد و قدرتمند شدن لشکر شر در آینده جلوگیری شود. علت اصلی وقوع جنگ ها و بحران های خاورمیانه را در این نوع دیدگاه می توان جستجو کرد. (البته طبق بخش دیگری از این دیدگاه، نباید اجازه داد تا لشکر شر بتواند خود را مجهز به سلاح نماید، زیرا در این صورت ممکن است نبرد آخرالزمان آنگونه که پیشگویی شده شکل نگیرد و مسیح ظهور نکند! علت اصلی وقوع جنگ با عراق ، افغانستان، لیبی و… ریشه در چنین تفکری دارد)

In-Game-3

جالب اینجاست که در این بازی، آن ها در آینده نگری افراطی خود تا حدی پیش می روند که مرگ فرمانده لشکر خیر (شاید رئیس جمهور آمریکا) را نیز پیشگویی می کنند و آن را عاملی برای شکست لشکر خیر و پیروزی لشکر شر و در نهایت بر هم خوردن تعادل دنیا معرفی می کنند. در چنین شرایطی باز هم جنگ! به عنوان عاملی موثر در برقراری مجدد تعادل در دنیا چاره ساز خواهد بود. پروژه پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ نیز در همین راستا طراحی شده است و بعید نیست در این تاریخ آمریکا جنگی را علیه یکی از کشورهای خاورمیانه آغاز نماید!
وار تصمیم می گیرد تا دوباره تعادل را به جهان بازگرداند. عزرائیل به وار توصیه می کند که برای بازگرداندن تعادل به جهان به سراغ “درخت دانش” (Tree of Knowledge) برود و از آن کمک بگیرد
* درواقع درخت دانش اشاره به همان درختی است که آدم و حوا با خوردن میوه آن از بهشت رانده شدند. در اینجا به کاربرد این درخت در بهشت از دیدگاه دیگری پرداخته شده است.
وار، با مراقب معامله ای انجام می دهد و با کمک عزرائیل وارد بهشت می شود و به سراغ درخت دانش می رود.

Tree-of-Knowledge

او از طریق درخت دانش رویایی می بیند که در آن آبادون پس از کشته شدن، به جهنم منتقل می شود و در آنجا زنی ناشناس (للیث- شیطانی که در ظاهر مار، آدم و هوا را فریب داد) به او پیشنهاد می کند که “برای همیشه خدمتکار بهشت باشد یا به جهنم حکومت کند.”
آبادون هم دومین حالت را انتخاب می کند و به ویرانگر بدل می شود. با تبدیل آبادون به ویرانگر، او رسما به عنوان نگهبان هفتمین مهر انتخاب می شود و به این ترتیب مکان هفتمین مهر افشا می شود. درضمن پیشگویی اعلام می دارد که اقدام بعدی ویرانگر محاصره بهشت و نابودی آن است.
البته درخت دانش نکات مهم دیگر را نیز برای وار آشکار می سازد. وار متوجه می شود که شورای سوخته از قصد و نیت آبادون مطلع بوده و به همین دلیل تصمیم به نابودی او گرفته بود. اما از آنجایی که آن ها اجازه نابودی یکی از فرشتگان مقرب را نداشته اند و فقط سواران آپوکالیپس (آن هم با اعلام نبرد آرماگدون) می توانستند فرشتگان را نابود کنند، نقشه ای طراحی کردند تا وار را زودتر از موعد مقرر به زمین احضار کنند.
آن ها با اجرای این نقشه، به دروغ وار را متهم به بر هم زدن تعادل می کنند و سپس برای پاک کردن این بدنامی، از او می خواهند که ویرانگر را نابود کند
* باز هم بی اعتمادی، دروغگویی و دسیسه چینی، یکی از خصلت های خداگونه ها معرفی می شود. اندیشه ای که در برخی بازی های دیگر نیز به آن دامن زده می شود.

Sword Full

پس از آگاهی از این موضوع، ناگهان وار در رویا، خودش را می بیند که با شمشیری پشتش شکافته شده و کشته می شود. وار پس از آگاهی از پیشگویی ها به نزد عزرائیل باز می گردد و همه ماجرا را برای او تعریف می کند. عزرائیل به وار توضیح می دهد، شمشیری که در رویا دیده شمشیر آرماگدون (Armageddon Blade ) نام داشته و شمشیری است که توانایی نابودی ویرانگر و باز کردن مهر هفتم را دارد. اما این شمشیر سال ها پیش توسط ویرانگر نابود شده و تکه های آن در سراسر جهان پخش شده است. وار تصمیم می گیرد که قطعات شمشیر را بیابد و دوباره شمشیر آرماگدون را بازسازی کند.
وار که برای پیدا کردن قطعات شمشیر آرماگدون مصمم شده بود، در ادامه ماموریتش با یوریل روبرو می شود و نبردی مرگبار بین آن ها در می گیرد. اما سرانجام وار موفق به شکست یوریل می شود و برخلاف اصرارهای بیش از حد مراقب، از کشتن وی صرفنظر می کند. او به یوریل درمورد ماهیت واقعی ویرانگر و ماجرای آبادون توضیح می دهد و او را از همه وقایع آگاه می سازد.
یوریل پس از شنیدن این موضوع بسیار خشمگین می شود و با لشگری که در اختیار دارد به جنگ ویرانگر می رود و طبق پیشگویی درخت دانش، شکست می خورد. در همین حین وار هم موفق می شود تکه های شمشیر آرماگدون را جمع آوری کرده و دوباره آن را بازسازی نماید.
سرانجام وار با ویرانگر روبرو می شود، او به وار پیشنهاد می دهد که به ارتش جهنم ملحق شود. اما وار پیشنهاد ویرانگر را قبول نمی کند و با او وارد جنگ می شود. در نهایت وار موفق می شود چهره شیطانی ویرانگر را نابود کند و با آبادون واقعی درگیر شود. در یک درگیری مرگبار، وار، آبادون را نیز نابود می کند. سپس به سراغ هفتمین مهر می رود و تصمیم می گیرد آن را باز کند، اما مراقب مانع این کار می شود. او متوجه شده بود که وار قصد دارد با احیای قدرتش به سراغ شورای سوخته برود و به قصد انتقام، آن ها را نابود کند (موردی که در بازیGod of War هم شاهد آن بودیم، انتقام از خدایان و یا خداگونه ها)
درست در لحظاتی که فکر می شد وار تسلیم قدرت های مراقب شده است، طبق پیشگویی های درخت دانش، یوریل شمشیر آرماگدون را در پشت وار فرو کرده و با یک ضربه، هفتمین مهر را می گشاید. این کار باعث می شود که وار دوباره قدرت هایش را به دست آورد و از بند مراقب رهایی یابد.
وار از موقعیت پیش آمده استفاده می کند و مراقب را می کشد. پس از جدایی وار از یوریل، او به وار خاطرنشان می کند که از این پس همه فرشتگان و شیاطین به خاطر خیانت به شورای سوخته به دنبال او خواهند بود. او به وار می گوید که در این نبرد تنها است و نیاز به کمک دارد، در این هنگام سه شهاب گداخته از آسمان فرود می آیند و خبر از آمدن سه سوار آپوکالیپس دیگر می دهند…

تحلیل بازی Darksiders

تحلیل بازی Darksiders Four-Horsemen-of-the- Apocalypse

* چهار سوار آپوکالیپس در مکاشفه یوحنا
پس از توضیح داستان بازی، بهتر است ابتدا کمی با ماهیت اصلی این چهار سوار و هفت مهر از دیدگاه مذهبی آشنا شویم و در ادامه سایر شخصیت های موجود در این داستان را نیز از دیدگاه مذهبی مورد تحلیل قرار دهیم.

* سوار اول: نبرد (مکاشفه یوحنا ۷-۶:۱)
همچنانکه محو تماشا بودم، “بره” نخستین مهر را گشود. ناگاه یکی از چهار موجود زنده، با صدایی همچون غرش رعد گفت: بیا!.
نگاه کردم و اسبی سفید دیدم. سوار بر اسب، کسی را دیدم که کمانی در دست و تاجی بر سر داشت. او اسب را به جلو می راند تا در نبردهای بسیار، پیروز شود و فاتح جنگ باشد.
(توجه داشته باشید که در این بازی جنگ است که وارد میدان آخرالزمان می شود و از سه سوار دیگر در قسمت اول بازی خبری نیست. در اینجا به دونکته مهم در مورد علت حضور جنگ در این بازی اشاره می کنم:
۱- طبق نظر غربی ها (آمریکایی های پروتستان) ایجاد جنگ در این دوران اجتناب ناپذیر و لازم است. به همین دلیل در این بازی هم ابتدا جنگ به میدان می آید.
۲- شورای سوخته که کنایه ای از روسای تصمیم گیرنده برای ایجاد جنگ آخرالزمان هستند ( اتحادیه اروپا، شورای امنیت و لابی صهیون از کاندیداهای احتمالی هستند)، می دانند که سرانجام جنگ باعث نابودی خود آن ها خواهد شد. اگر دقت داشته باشید در بازی برای جلوگیری از این واقعه، مراقب را مامور کنترل جنگ می کنند.

* سوار دوم: نا آرامی
سپس “بره” مهر دوم را باز کرد. آنگاه شنیدم که موجود زنده دوم گفت: بیا!
اینبار اسبی سرخ پدیدار شد. به سوار آن شمشیری داده شده بود تا قادر باشد صلح و سلامتی را از زمین بردارد و به جای آن هرج و مرج ایجاد کند. درنتیجه، جنگ و خونریزی همه جا آغاز شد.

* سوار سوم: قحطی
چون “بره” مهر سوم را گشود، شنیدم که موجود زنده سوم گفت: بیا!
آنگاه اسب سیاهی را دیدم که سوارش ترازویی در دست داشت. سپس از میان چهار موجود زنده، صدایی به گوش رسید که می گفت: “یک قرص نان گندم، یا یک کیلو آرد جو، به قیمت مزد روزانه یک کارگر باشد. اما به روغن زیتون و شراب آسیبی نرسان.”

* سوار چهارم: مرگ
چون “بره” مهر چهارم را گشود، صدای موجود زنده چهارم را شنیدم که گفت: بیا!.
ناگاه اسب رنگ پریده ای ظاهر شد که سوارش مرگ نام داشت. به دنبال او اسب دیگری می آمد که نام سوارش دنیای مردگان بود. به آن دو قدرت و اختیار داده شده بود تا یک چهارم زمین را به وسیله جنگ، قحطی، بیماری و جانوران وحشی نابود کنند.

* هفت مهر و عواقب گشودن آن ها
۱- مهر اول: ظاهر شدن سوار نبرد
۲- مهر دوم: ظاهر شدن سوار نا آرامی
۳- مهر سوم: ظاهر شدن سوار قحطی
۴- مهر چهارم: ظاهر شدن سوار مرگ
۵- مهر پنجم: ظاهر شدن قربانگاه
۶- مهر ششم: ظاهر شدن غضب خداوند
۷- مهر هفتم: ظاهر شدن سکوت مطلق

* معرفی برخی از شخصیت های بازی
در ادامه برای آشکار شدن دیدگاه سازندگان بازی، به معرفی برخی از شخصیت های نام برده شده در بازی می پردازیم و تفاوت ها و شباهت های آن ها را با الگوهای ارایه شده درکتب مذهبی ارزیابی می کنیم.

Abaddon

* آبادون (در بازی DS)
آبادون در ابتدا به عنوان فرمانده فرشتگان مقرب معرفی می شود و در انتها به ویرانگر و فرمانروای بهشت تبدیل می شود. به نظر می رسد چنین دیدگاهی ریشه در اعتقادات مسیحیت (کتاب مکاشفات یوحنا) داشته باشد. زیرا آبادون در دین یهود به عنوان نام مکان به کار می رود. این موجود در اعتقادات مسیحی، دارای دو بعد خوب و بد است که در این بازی به هر دو بعد آن پرداخته شده است.

* آبادون (در کتب مذهبی)
آبادون در لغت به معانی مختلفی همچون ” مکان تباهی ویرانی”، “ویرانگر” و “ژرفای جهنم” به کار می رود. در “مکاشفه یوحنا” از آبادون به عنوان “پادشاه عذاب” و “فرشته نگهبان چاهی بی انتها” یاد می شود. درمورد طبیعت ذاتی آبادون بحث های زیادی وجود دارد، ولی در عبری این کلمه بیشتر برای “مردن و هلاک شدن” به کار می رود.
در کتاب “جایگاه فرشتگان”، آبادون اینگونه معرفی می شود:
اصطلاحی برای جهان سفلی، که به آن ” آباددون” هم می گویند. این نگارش با یک حرف “د” مربوط به “زوهر” است.

اشارات انجیلی و توراتی
در کتاب مقدس یهودیان، نام آبادون به معنی مکان تباهی و ویرانی یا قلمروی مردگان به کار رفته است. در کتاب مقدس مسیحیان، آبادون به جای نام یک مکان، به عنوان یک موجود معرفی می شود. در کتاب مکاشفه یوحنا او به عنوان فرشته نگهبان چاهی بی انتها و یا پادشاه عذاب معرفی می شود. او با صورتی انسانی، تاجی بر سر، دندان های شیر، بال های ملخ، دم عقرب و موهایی بلند و سوار بر اسب توصیف می شود.

هویت آبادون
در برخی از اناجیل از آبادون به عنوان ضد مسیح (Antichrist) یا شیطان (Satan) هم یاد می کنند. برخی از متخصصین الهیات هم با توجه به کتاب مکاشفه، آبادون را فرشته کلید دار چاهی بدون انتها می دانند.

* فرشتگان مقرب در ادیان
فرشتگان مقرب یا Archangel ها فرشتگانی هستند که از سایر فرشتگان، برتر و دارای درجه بالاتری هستند. این فرشتگان در تمامی ادیان یافت می شوند که بعضا نام آن ها اندکی متفاوت است. اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشت، ادیانی هستند که این فرشتگان را در یک مضمون و زمینه قرارداده و تقریبا وظایف یکسانی را بر آن ها می شمارند. اصل این لغت ریشه یونانی دارد.

Ezraeil

* عزرائیل (در بازی DS)
در این بازی عزرائیل فرشته مقربی است که مسئولیت رسیدگی به مرگ همه موجودات (در این بازی او را مسئول رسیدگی به مرگ همه موجودات می دانند) را بر عهده دارد. بر خلاف احترامی که دین اسلام برای این فرشته مقرب قایل است، در مسیحیت و یهود، جایگاه این فرشته بسیار ضعیف توصیف می شود. حتی در تصوف یهود او را تجسمی از پلیدی می دانند. در این بازی عزرائیل را فرشته ای خائن و جاه طلب معرفی می کنند.

* عزرائیل (در کتب مذهبی)
عزرائیل که به فرشته مرگ و ملک‌الموت هم معروف است، فرشته‌ای بلند مرتبه (جزو فرشتگان مقرب) ‌است که در دین اسلام و یهود از او نام و سخن به میان آمده ‌است. البته نام عزرائیل هرگز در قرآن ذکر نشده و از او فقط به عنوان ملک الموت نام برده شده است. این فرشته در اسلام از جایگاه و حرمت خاصی برخوردار است و مسلمانان برای او مقام و منزلت ویژه ای در نظر می گیرند.
در تصوف یهودی، عزرائیل را تجسمی از پلیدی می دانند (نه لزوما خود پلیدی). برخی اعتقادات و باورهای مذهبی، جایگاه عزرائیل را در سومین بهشت می دانند. در یکی از چهره های متصور شده برای این فرشته، او با چهار صورت، چهار هزار بال و بدنی مرکب از چشم و زبان به تعداد مردمانی که در زمین زندگی می کنند توصیف می شود. طبق برخی روایات عزرائیل آخرین فرشته ای است که می میرد. او را مسئول ثبت و یا حذف نام افرادی که در دنیا متولد می شوند و یا می میرند در دفتری بزرگ و قطور توصیف می شود.
عزرائیل، فرشته مرگ، کسی که مسئولیتی بس خطیر و به ظاهر ترسناکی برعهده دارد و آن جداسازی روح انسان از بدن در زمان موعود از قلمرو خاکی است. در قرآن هرگز از این نام برای او استفاده نشده ولی به جای آن لقب دلنشین ملک الموت را به او اعطا فرموده است. (“بگو فرشته مرگى که بر شما گمارده شده جانتان را مى‏ستاند آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانیده مى‏شوید سوره سجده-آیه ۱۱”)
مبحث مردن بسیار جالب است و به آن بدین صورت اشاره شده که روح از همان جایی که وارد بدن شده بازپس گرفته می شود، از محلی بین دو ابرو که به نام “خافی” یا پنهان شناخته می شود. امتداد این نقطه در سر غده صنوبری است!

Samayel

* سامایل (در بازی DS)
در بازی DS سامایل یکی از فرشتگان سقوط کرده معرفی می شود که بر سر حکومت بر جهان با ویرانگر درگیر می شود و پس از شکست خوردن از او به زمین تبعید می شود. او در زمین قدرت های خود را از دست می دهد و به بند کشیده می شود. سامایل کسی است که راه برج ملکوت و مخفیگاه ویرانگر را به وار نشان می دهد.

* سامایل (در کتب مذهبی)
یکی از فرشتگان مهم در آموزه های تلمودکه با القابی نظیر ” نابود کننده”، “اغوا گر” و “متهم کننده” از او یاد می شود. با برخی ملاحضات سامایل حد واسط خوبی و بدی قرار می گیرد.
سامایل را مترادف با شیطان (فرشته ای سقوط کرده) و رئیس ارواح شرور می دانند.

* در یهودیت
در آموزه های یهود سامایل به عنوان یکی از فرشتگان مرگ، نقشی کلیدی و بزرگ دارد. همچنین او به عنوان فرشته مرگ و رئیس فرمانروایان پنجمین بهشت، و یکی از هفت نایب السلطنه دنیا شناخته می شود که دو میلیون فرشته تحت اختیار و فرمان دارد. او در هفتمین بهشت اقامت دارد.

* در کابالا
در آیین کابالا ( Kabbalah )- (عرفان یهودی ) دو فرشته به این نام ها وجود دارند. در ابتدا سامایل و متاترون یکی بودند، جایی که خوبی و بدی با هم در حالت تعادل قرار داشتند و یکدیگر را خنثی می کردند، اما بعدها این وحدت از بین رفت و به دو فرشته مجزا- سامایل فرشته بدی و نماد اهریمن و متاترون فرشته خوبی- تبدیل شدند.
سامایل بعدها به نام “فرشته سقوط کرده ” هم شهرت یافت (گاهی اوقات فرشته مرگ مرتبط با شیطان فرض می شود و برخی از اعمال شیطان مثل فریب حوا را به او نسبت می دهند)
به علاوه گفته شده که ظهور سامایل به صورت مار عظیم الجثه ای با دوازده بال بوده است. در آیین کابالا این اندیشه مطرح است که سامایل و متاترون پس از جدایی از یکدیگر شروع به دشمنی با هم کردند:
“سامایل دارای قدرت ها و ویژگی های اهریمنی و متاترون دارای نیروهای خوب بود. اما در حقیقت متاترون هم درست مثل سامایل فرشته مرگ بود و خدا هر روز درمورد روح و نحوه دریافت آن به متاترون تعلیم می داد. بنابراین متاترون این قدرت را داشت که هر جادویی را باطل کند (برای مثال، در یکی از افسانه ها متاترون تنها فرشته ای معرفی می شود که قدرتش به اندازه ای بود که سحر قوی دو جادوگر اهریمنی را که قصد بدست آوردن عرش خداوندی داشتند از بین برد). متاترون قوی ترین فرشته دنیای Briatic و همینطور “محرم اسرار خدا” هم بود. “

tiamat

* تیامات ( در بازی DS)
در بازی، تیامات اژدهایی مخوف معرفی می شود که به عنوان یکی از فرماندهان تحت فرمان ویرانگر، به بخشی از زمین حکومت می کند.

* تیامات (در کتب مذهبی)
در افسانه های بابلی، تیامات به عنوان هیولای آشوب و کهن ترین الهه اقیانوس معرفی می شود. همچنین تیامات یکی از نقش آفرینان اصلی در حماسه آفرینش بابلی یعنی داستان انوما الیش است.

* مراقب (در بازی DS)
در بازی DS، مراقب شیطانی معرفی می شود که از طرف شورای سوخته مامور مراقبت از وار می شود. این موجود مانند همه شیاطین بسیار مکار و حیله گر معرفی می شود. نکته جالب اینجاست که شورای سوخته برای کنترل وار، به شیاطین بیش از فرشتگان اعتماد می کنند!

* مراقب (Watcher)- (در کتب مذهبی)
در انجیل به گروهی از فرشتگان سقوط کرده گفته می شود که با زنانی از نسل بشر ازدواج کرده و موجودات دورگه ای به نام نیمف ها (نیفیلیم ها) را پدید می آورند. نام این موجودات در اولین و دومین کتاب خنوخ (Enoch) و Jubilees ذکر شده است. بر طبق نوشته های موجود در کتاب خنوخ، تعداد مراقب ها ۲۰۰ عدد ذکر شده که البته فقط سرکرده آن ها دارای نام است.

urie

* یوریل (در بازی DS)
یوریل به عنوان جانشین آبادون و یکی از فرشتگان مقرب در این بازی معرفی می شود. او فرشته ای پرخاشگر و جنگ طلب است و پس از کشته شدن آبادون، رهبری نبرد آپوکالیپس را به عهده می گیرد. یوریل توصیف شده در بازی، شباهت زیادی به توصیفات مسیحی از این فرشته دارد.

* یوریل (Uriel)- (در کتب مذهبی)
یوریل به معنی آتش خداوند (Fire of God) یا نور خداوند (Light of God) است. او یکی از فرشتگان مقرب است که با شمشیری در دست راست و شعله ای آتشین در دست چپ تصویر می شود.
این فرشته در دین یهود از جایگاه ویژه ای برخوردار است. نام این فرشته به شکل کنونی در کتب مقدس باستانی عبری زبان ذکر نشده بود، ولی بعد ها این نام از مسیحیت وارد آیین یهودی شد.

* The Charred Council
انجمن سوخته، نام انجمنی بسیار کهن و باستانی است که به عنوان میانجی بین بهشت و جهنم شناخته می شود. شکل گیری این انجمن به دلیل ایجاد تعادل میان بهشت و جهنم است.

* شیاطین و فرشتگان!
شاید جالب باشد که با اسامی برخی از فرشتگان و شیاطین دو دین یهود و مسیحیت آشنا شوید. اما نکته قابل تامل، مشترکات بین این دو دین است. برای درک بیشتر موضوع به این اسامی توجه کنید:

“Angels in Judaism”
Uriel
Samael
Metatron

“Demons in Judaism”
Samael
Lilith
Watcher (angel)

“Angels in Christianity”
Abaddon
Uriel
Metatron

“Demons in Christianity”
Watcher (angel)
Satan
Four Horsemen of the Apocalypse
Lilith
Abaddon

به نقل از وی جی پست

Save

Save

Save

Save

درباره fazely.rayanet

مدیر فروشگاه و وب سایت رایانت هستم و متولد 1363 اهل گنبد .

ارسال دیدگاه